قلب به پروردگار اتصال داشته و از طریق این اتصال، علم خداوند در این خرانه با عظمت سرازیر شده است. او این علم را حبس نکرد ؛ چرا که اهل بیت: طبق آیات قرآن، در همة امور اهل انفاق بودند: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَی وَ اتَّقَی. وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَی. فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی . «فَأَمَّا مَنْ أعْطَی»، چه چیزی را بخشش کرد؟ مال، آبرو، قدرت، دانش، شخصیت، زبان، قلم و قدم در تمام نعمتهایی که خداوند به اهل بیت: عنایت کرده بود، آنها اهل انفاق بودند. در هیچ زمنیه ای در وجوداهل بیت بخل وجود نداشت.
حیف که از کلاس هایش خیلی کم به ما رسیده است.
زینب کبری سلام الله علیها در دورة عمرش سه کلاس تشکیل داد، ولی با کمال تأسّف از این سه کلاس، چیزی باقی نمانده است. حیف از آن کلاسها و حیف از بی توجّهی شاگردان آن کلاس ها. یکی از این کلاسها که زینب کبری سلام الله علیها مخصوص خانمها تشکیل دادند، کلاس تفسیر قرآن بود، و ای کاش! بخشی از تفسیری که زینب کبری سلام الله علیها فرموده بود، به دست ما رسیده بود. تا به وسیلة زینب کبری سلام الله علیها ما با عمق آیات قرآن آشنا میشدیم.
لغت «تفسیر»، به معنای پرده برداری است. زینب کبری سلام الله علیها به عنوان تفسیر قرآن، پرده از آیات قرآن برداشتند و عمق آنها را برای مردم بیان کردند. این انسان عالم، این انسان بصیر، این انسان با بینش، شاید نزدیک چهل سال برای زنان مدینه و کوفه قرآن گفت ؛ حقایق قرآن را بیان کرد ؛ تفسیر آیات را بیان نمود، ولی آنها را ننوشت. چیزی از این تفسیر باقی نمانده است. این توصیف یک کلاس او بود. قرآن در خانه آنها نازل شده. پس کسی مانند آن ها، عمق قرآن مجید را نمی داند.
چرا زینب کبری (س) مفسر خوبی برای قرآن بود؟
علاوه بر توضیحات فوق به این نکته هم دقت کنیم.او فرزند پدری بود که اهل تسنن در کتاب بسیار با ارزش ینابیع المودة خودشان ، نقل میکنند که ابن عباس میفرماید، من پیش امیرمؤمنان سلام الله علیها تفسیر قرآن می خواندم، امیرالمؤمنین سلام الله علیها به من فرمود: پسر عباس! اگر من آنچه در هفت آیة سوره حمد است، از «ب» «بِسْمِ اللَّهِ» تا «وَلاَ الضَّآلِّینَ» را برای شما بگویم و شما هم گفتههای من را بنویسید، و بعد از این که من پایان کلاس را اعلام بکنم، هفتاد شتر جوان را باید بیاورید تا این نوشتهها را بار کنید تا بتوانید آنها را با خود ببرید.
زینب کبری سلام الله علیها دختر یک چنین مفسر قرآنی است. بنابراین، معلوم است از قرآن چه چیزی پیش زینب کبری سلام الله علیها بود. این توصیف یک کلاس زینب کبری سلام الله علیها است.
ایشان کلاس فقه هم برگزار می کردند.
کلاس دیگری که وجود مقدس زینب کبری سلام الله علیها داشتند، کلاس فقه بود. فقه دریای وسیعی است. یک طلبة ما در قم، وقتی فقیه کامل و مدرّس فقه میشود که هشتاد و چهار باب فقهی را در هشتاد و چهار عنوان کتاب فقهی به صورت اجتهادی در سی سال شب و روز بخواند.ولی همة این دریای فقه، پیش زینب کبری سلام الله علیها بود که اگر گفتههای ایشان را در این کلاس ثبت کرده بودند، باور کنید در مسایل فقهی، هشتاد درصد کار مراجع ما، با گفتههای زینب کبری سلام الله علیها آسان شده بود. چرا که او خودش چشمة صافی برای فقه بود، اما مراجع ما الآن کنار چشمة گل آلود هستند.
اگر این بزرگوران بخواهند در مسایلی از فقه در روایات غور و بررسی کنند و فتوا بدهند، ممکن است ده تا روایت ساختگی در آن روایات باشد. و وجود چنین امکانی، بخش روایات را گل آلود کرده است. حالا مراجع ما باید بنشینند و این روایات را ارزیابی کنند و بر اساس روایت صحیح، به میلیونها نفر شیعه فتوا بدهند .
برای همین برای به دست آوردن روایت صحیح در این چشمة گل آلود، گروهی آمدند و روایات را تقسیم بندی کردند. اخبار و احادیث را تقسیم بندی کردند . خبر متواتر، خبر صحیحه، خبر حسن، خبر مسلسل، خبر مسند، خبر مرسل، خبر ضعیف، خبر موثّق، خبر مجهول. در مجموعة این اخبار، این تقسیم بندی نیز وجود دارد: خبر عامی، خبر خاصی (امامی)، خبر مطلق، خبر مقیّد، خبر مخصّص، خبر ناسخ. یک مرجع چقدر باید زحمت بکشد که از میان این چشمه، یا به یک خبر متواتر، یا به یک صحیحه، دست پیدا کند و بعد، بر اساس آن فتوا بدهد.
چه کسی می گوید فتوا دادن کار آسانی هست؟
روشنفکرها خیال میکنند، فتوا دادن کار خیلی ساده ای است. میگویند، خودمان میبینیم و میگوییم. من میگویم: شما چه چیزی را میبینید و میگویید. دیدن شما دیدنی علمی نبوده. تازه هم گفتنتان هم از جنس حق نیست. آخر شما چه چیزی را میبینید و چه چیزی را میگویید؟ اگر به شما یک کتاب حدیث بدهند، هیچ تخصّصی در شناخت احادیث آن ندارید.
شما چه شناختی دارید؟ برای شناخت یک روایت، حداقل مانند آیت الله العظمی بروجردی (ره) باید دربارة چهارده هزار راوی شناخت داشته باشید. شما دربارة دو نفر از آنها هم شناخت ندارید. این مرد در هشتاد و هشت سالگی، چهارده هزار راوی حدیث را که در کتابها دسته بندی کرده بود، در ذهن داشت و همة این راویان را می شناخت که روایت کدامها قابل قبول است، و کدامها مورد اعتماد هستند و کدامها قابل رد هستند، و کدامها مجهولند. کدامها غیرثقه هستند؛ کدامها ثقه هستند؛ کدامها مطمئن هستند. شما چه میدانید این حرفها را و این که چگونه باید در مورد یک راوی ارزیابی بشود. دین را باید عالم ربانی به مردم بدهد. نه یک روشنفکری که از فرهنگ اروپایی ارتزاق کرده. محض اطلاع روشنفکری که در آمریکا تربیت شده هم نمی تواند. دین را باید تربیت شدة قم، مشهد و نجف به مردم بدهد.
کلاس سوم ایشان، اخلاق
کلاس دیگرشان هم کلاس اخلاق بود ؛ کلاس تربیت نفوس، کلاس تزکیة نفوس، به تعبیری کلاس آدم سازی. با توجّه به این که وجود مقدّس خودشان، مجسّمة کامل اخلاق بودند.
برایم خیلی مهم بود که در سوریه، در یکی از کتابخانههای آن جا، این قسمت از زندگی ایشان را در کتابی که در شرح حال زینب کبری سلام الله علیها بود،دیدم. در یک بخشی از این کتاب تحلیل جالبی اومده بود. راجع به دانش، بصیرت و علم زینب کبری سلام الله علیها بحث میکرد .به نظر من مطالب مهم و ارزنده ای داشت.
منبع: سخنرانی استاد انصاریان