در آخرین جمعه ماه ربیع الاول دور هم جمع شدیم و مراسم استغاثه به امام زمان (عج) را برگزار کردیم.

چند سالی هست که به مددالهی و عنایت ولی عصر (عج) آخرین جمعهِ هر ماه قمری را استغاثه برگزار می کنیم. در این جمعه هم خدا رو شاکریم که این مراسم برگزار شد. ما در ادامه ی این گزارش به بررسی اش از لحاظ متنی ، تصویری و صوتی می پردازیم.

استغاثه مراسمی هست که مختصراً برای امام زمان (عج) در نظر گرفته ایم. به لطف خدا مراسمات پر شور هم بوده و خواهد بود.

امّا به گزارش این مراسم بپردازیم. ابتدا نام عزیزانی که در امور اجرایی این مراسم نقش داشتند ؛ را خواهیم آورد.

  • پیش منبر: کربلایی مهدی خدادادی
  • سخنران : حجت الاسلام سید علی موسوی
  • مداح : کربلایی محمد چلیپا

برای همه ی این عزیزان و خانواده شان از درگاه خداوند سلامتی و توفیق روز افزون را خواستاریم.

گزارش تصویری :

گزارش متنی :

(سخنان حجت الاسلام سید علی موسوی)

مختصری در باب احکام

در این مورد می خواهیم درباره یکی از ارکان مهم و اساسی نماز یعنی تکبیرةالاحرام صحبت کنیم. این موضوع این قدر مهم هست که اگر نمازگزار این کار انجام ندهد؛ در واقع اصلاً نمازش را شروع نکرده است. بعضی ها می پرسند: چطور همچین کاری اتفاق می افتد. مورد داشتیم بیست سال نماز را بدون تکبیرةالاحرام خوانده است. این رکن باید احاده شود.

اصل گفتن الله اکبر در ابتدای نماز واجب هست. امّا بالا آوردن دستان در هنگام گفتن ذکر الله اکبر مستحب هست. البته بالا آوردن دست در این هنگام هم دارای اصول و روشی درست باید باشد. روش درست و دارای ثواب به این گونه هست که کف دستان بایستی روبه روی قبله و موازی با لاله گوش قرار گیرند. روش های دیگه غلط هستند.

بعد از گفتن ذکر الله اکبر و بالا آوردن دستان تا حدِ درست، دستانمان را آرام پایین بیاوریم. بدانیم که دیگر وارد محضر حق تعالی شده ایم. همین ذکر الله اکبر به این معنی هست که خدا بزرگ تر از آن هست که حتی بخواهیم توصیف اش کنیم.

انشالله همگی ما بتوانیم به احکام درست و اصولی علم داشته باشیم.

زنده بودن منجی این عالم یکی از مهم ترین عقاید شیعیان هست.

تمام مکاتب جهان می گن که یک منجی برای این دنیا وجود دارد. تمام دردسرهایی که قوم یهود برای خودش و دیگران به وجود آورده  سر همین دیدگاه شان هست. آنها می گویند منجی از قوم ما می آید. ما قوم منتخب و برگزیده ایم. یک سری شرایط ام باید در بیت المقدس یا اورشلیم باید محیا بشود تا منجی شان بیاید. آنها می گویند یک چیزی نزدیک به صد میلیون یهود به همراه یک میلیارد انسان با سایر مذاهب بمانند که به ما خدمت کنند؛ کافی هست. آنها روی نژاد خود حساس هستند و می گویند باید از خون ما باشی تا یهودی به شمار بیایی.

تمام ادیان دیگه مانند زرتشت، بودا و مسیحیت هم می گویند منجی برای این دنیا می آید. امّا شیعه با اینها یک فرق اساسی دارد. ما می گوییم منجی به این دنیا آمده امّا آنها می گویند منجی به این دنیا خواهد آمد. باور نمی کنند یک فردی چطور بیش از دوازده قرن عمر کرده باشد. در جواب باید گفت تمام زندگی امام سرشار از معجزه هست. تعریف معجزه یعنی کاری که با فکر انسان جور در نمی آد. پس ما بی کس و کار نیستیم؛ ما دارای پشتوانه هستیم.

ماجرای غریب نوازی امام زمان (عج)

این داستان در مورد سید ابوالحسن اصفهانی هست. ایشان تا قبل از آیت الله بروجردی مرجعه اعظم شیعیان بودند. این داستان را ایشان خودشان تعریف کرده اند. وی زمانی که بچه بودند در یکی از روستاهای اصفهان زندگی می کردند. روستازاده بودند یعنی امکانات آنچنانی در اختیار نداشتند. یک روز نزد پدرش می رود و از وی می خواهد که بگذارد به قم برود تا طلبه شود. پدرش درخواست وی را رد می کند و می گوید پسرم این کار سخت هست و به درد تو نمی خوره . (ای کاش اگر خواسته ایی هم از پدرتان دارید اینجور خواسته درست و به جایی باشد.) به پای پدر می افتد و با هزار خواهش و تمنا پدر را راضی می کند که جلویش را نگیرد.

در مدرسه ایی در قم حجره ای برای زندگی انتخاب می کند. در یک شب سرد زمستانی که برف شدیدی هم مشغول وزیدن بود؛ پدرش به عنوان مهمان نزد وی به حجره می آید. شرایط سید ابوالحسن برای مهمانوازی اصلا مساعد نبود. شرایط پسرش را که می بیند شروع به ملامت کردنش می کند و می گوید چرا به اینجا آمدی تو که آشنایی نداشتی ؟. (کاش بزرگ تر با برخورد با شکست کوچک تر ها اگر کارشان در مسیر درستی هست؛ استایل یک فرد ملامت کنند به خود نگیرند.) در بین صحبت های پدر و پسری مستخدم مدرسه می گه سید ابوالحسن یکی دم در کارت داره.

سید ابوالحسن در حالی که به سمت در می رود؛ با خودش می گوید : چه کسی می تواند باشد، من که آشنایی ندارم. فردی غریبه دم به وی سلام می کند. بهش می گوید یک شمع در گوشه حجره داری برو و آن را روشن کن. سپس مقداری پول بهش می ده و به وی می گوید: با این پول مقداری هیزم بخر تا مهمان ات گرم باشد . با مقداری دیگه از پول برای مهمان غذا بخر تا گرسنه نماند تا فکر کند که تو در این شهر بی کس و کار هستی.

واکنش پدر

از این فرد تشکر می کند و به سمت پدرش می رود. شمع را پیدا می کند. از آن پول استفاده کرد و در آخر داستان را برای پدرش بازگو کرد. پاهای پدرش لرزید ؛ سپس پدرش گفت: پسرا مرا ببخش و حلال کن؛ فکر می کردم در این شهر کس و کاری نداری.

سرمایه اصلی زندگی ما

چقدر قدر امام زمان (عج) را می دونیم؟؟؟. سرمایه اصلی ایشون هستند. در زمان مغول ها که اصلا یک چیز عجیبی در قتل و کشتار بودند. می گن که اهالی سه شهر قم، کاشان و سبزوار هر جمعه به بیابان می زدند. از خداوند ظهور حجت را می خواستند. در همین اتفاقات چند شب قبل چی شد که توانستیم رادارهای گران قیمت آنها را رد کنیم . اینها همه کار امام حی و حاضر بوده عزیزان. در یک سالی سفیر انگلیس در تهران مستخدم ایرانی سفارت خانه را احضار می کند. ازش می پرسه فلانی من تاریخ ایران رو شخم زدم. در چند جا در تاریخ این کشور باید محو می شد.

(خیلی کشورها بودند امّا الان دیگه نیستند. شوروی که زمانی نصف دنیا بود الآن کجاست؟ یا مغولان با آن مرزبندی عجیب شان کجا رفتند؟.) (خیلی از کشور ها هم نبودند تازه به وجود آمدند. قبرس جز جزایر یونان بود مجبور به فروشش شدند. نیوزلند جدید هست؛ بحرین و قطر هم زمانی استان هایی از ایران بودند.) مستخدم به سفیر پاسخ داد: این کشور توسط دست یداللهِ امام زمان (عج) محافظت می گردد. ادامه داد البته این عقیده با حساب و کتاب های شما سازگار نیست.

حدیث داریم که امام هر عصر روزی صد مرتبه بر روی پیروانش نگاه می اندازد. می سنجد که آیا ما با وی صحبتی داریم یا نه. ما هم در اکثر مواقع اصلا وی را به حساب نمی آوریم.

هر اتفاقی که می افتد؛ خیریتی برای شیعه هست.

اگر سید حسن نصرالله را شهید نمی کردند؛ چه دلیلی داشتیم که آنها را بزنیم. بدانید که اتفاقات هی بد و بدتر می شوند. امّا پرچم تشیعه در دستان امام زمان (عج) هست. تمامی مردمان این کشور باید شکرگزار زندگی در کشوری با تفکر اسلام ورژن امیرالمومنین علیه السلام باشند. همین دختران بد حجاب اگر در آمریکا بودند قطعا مورد تعرض قرار می گرفتند.

گزارش صوتی:

امیدواریم از گزارش این مراسم نهایت استفاده را برده باشید. در پناه خدا و ولی معصوم اش باشید.

فهرست