(به مناسبت ولادت با سعادت زینب کبری(س) به بررسی میزان علم وی می پردازیم.قطعا تمامی علم ها و آگاهی ها از جانب خداوند اهدا می گردند.)

دانش زینب کبری سلام الله علیها

درباره دانش زینب کبری سلام الله علیها

امام سلام الله علیها دربارة حضرت زهرا سلام الله علیها و دانش آن حضرت یک نظر دارند، و وجود مبارک زین العابدین سلام الله علیها هم دربارة عمة شان حضرت زینب کبری سلام الله علیها، از نظر دانش و بینش، یک نظر دارند. امام باقر سلام الله علیها می‌فرماید: این که اسم مادر ما را «فاطمه» گذاشتند، بی علت،بی جهت، بی سبب و بی دلیل نبوده است. علت آن این است که پروردگار عالم در دنیای معنا به مادر ما خطاب کرده: «فَطَمْتُکَ بِالْعِلْمِ» . «فطم» ؛ یعنی قطع کردن، جدا کردن. لغت «فطم»، به معنای بریدن است. معنای حدیث چنین می‌شود: فاطمه سلام الله علیها را فاطمه می‌گویند، به علت این که خدا به او فرمود: من با پرکردن تو از علم خودم، تو را و قلبت را از علوم همۀ زمینیان بریدم و نگذاشتم تو در دانش و بینش، نیازمند علوم بشری بشوی.

بروز علمِ حضرت

دانش زهرا سلام الله علیها دانشی الهی است. کنار بازار کوفه، وقتی زینب کبری سلام الله علیها خطبه خواندند. و حادثة کربلا را تحلیل کردند و مردم را به آن گناه بی نظیرشان آگاه کردند. زین العابدین سلام الله علیها کنار محمل عمة خود، خدا را شکر کردند و فرمودند: عمه جان! من پروردگار عالم را شکر می‌کنم و سپاسش را می‌گویم که الحمدلله تو تعلیم دیدة بدون معلّم بشری هستی. و این دریای دانشی که در وجود تو موج می‌زند، مستقیماً الهی و خدایی است، همان طوری که خداوند از دانش بیکرانش در قلب مادرش زهرا سلام الله علیها قرار داد. از دانش بیکرانش در قلب مطهّر زینب کبری سلام الله علیها قرار داد و این سابقه هم داشت. نه این که اولین بار بوده است.

مثال هایی از قرآن کریم

این که عنایت خدا بر یک انسان، کامل جلوه کند، ما در قرآن مجید دربارة دو نفر صریحاً می‌بینیم که خداوند متعال در ایام کودکی آن ها، دانش خود را در ظرف قلب آنان ریخته است: یکی مسیح که در متن قرآن است که در گهواره، در روز اول تولّد، به یهودیانی که به مادرش مریم سلام الله علیها گفتند: «مَا کَانَ أَبُوکِ امْرأَ سَوْءٍ وَ مَا کَانَتْ أُمُّکِ بَغِیّاً» : مریم! پدرت که آدم بدی نبود و مادرت که زن پاکدامنی بود، شما هم که شوهر نکردید، پس این بچه را از کجا آوردی؟ مریم سلام الله علیها اشاره به گهواره کرد.
آن جمع یهودی گفتند: «کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیّا»: شما اشاره به گهواره می‌کنید، بچه یکروزه که حرف نمی زند که از میان گهواره صدا بلند شد: «إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیّاً» . خود کتاب، علم است.
پروردگارعالم کراراً در قرآن مجید از تورات، انجیل و قرآن تعبیر به علم کرده است: «مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ » . همة تورات را قرآن می‌گوید، علم. همة انجیل را می‌گوید، علم: «آتَانِیَ الْکِتَابَ »: خدا علم به من داده، «وَ جَعَلَنِی نَبِیّاً»: و مقام نبوت را به من داده است. مقام نبوت که همراه با تاریکی، ظلمت و جهل که نیست ؛ علم است ؛ علم خدایی که بچة یکروزه در گهواره را ؛ چنان که قرآن می‌گوید، خزانة علم قرار می‌دهد.

پس این کار از سوی خداوند ممکن هست.

همان خدا بدون معلّم بشری، زینب کبری سلام الله علیها را خزانۀ علم بشری قرار می‌دهد. چنان که گفتیم، بنا به نقل قرآن کریم، این کار یک بار برای حضرت مسیح سلام الله علیها اتفاق افتاده است. یا دربارة یحیی سلام الله علیها می‌فرماید: «وَ آتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیّاً» : ما مقام نبوت و حکمت را در حالی که یحیی سلام الله علیها بچة سه و چهار ساله بود، به او عنایت کردیم.

این متن قرآن است. پس این بار دوم است که این اتفاق به وسیلة خدا می افتد. چه مانعی دارد که همین اتفاق برای حضرت زهرا سلام الله علیها هم افتاده باشد؟ چه مانعی دارد که همین ماجرا برای زینب کبری سلام الله علیها هم اتفاق افتاده باشد؟ این اتفاق، نشانگر کمال آن هاست ؛ نشانگر عظمت روحی آن هاست. نشانگر ارزش‌های انتقال یافته از امیرمؤمنان، حضرت زهرا، پیغمبر و خدیجه کبری: در وجود مبارک اوست.

قلب به پروردگار اتصال داشته.

قلب به پروردگار اتصال داشته و از طریق این اتصال، علم خداوند در این خرانه با عظمت سرازیر شده است. او این علم را حبس نکرد ؛ چرا که اهل بیت: طبق آیات قرآن، در همة امور اهل انفاق بودند: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَی وَ اتَّقَی. وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَی. فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی  . «فَأَمَّا مَنْ أعْطَی»، چه چیزی را بخشش کرد؟ مال، آبرو، قدرت، دانش، شخصیت، زبان، قلم و قدم در تمام نعمت‌هایی که خداوند به اهل بیت: عنایت کرده بود، آن‌ها اهل انفاق بودند. در هیچ زمنیه ای در وجوداهل بیت بخل وجود نداشت.

حیف که از کلاس هایش خیلی کم به ما رسیده است.

زینب کبری سلام الله علیها در دورة عمرش سه کلاس تشکیل داد، ولی با کمال تأسّف از این سه کلاس، چیزی باقی نمانده است. حیف از آن کلاس‌ها و حیف از بی توجّهی شاگردان آن کلاس ها. یکی از این کلاس‌ها که زینب کبری سلام الله علیها مخصوص خانم‌ها تشکیل دادند، کلاس تفسیر قرآن بود، و ای کاش! بخشی از تفسیری که زینب کبری سلام الله علیها فرموده بود، به دست ما رسیده بود. تا به وسیلة زینب کبری سلام الله علیها ما با عمق آیات قرآن آشنا می‌شدیم.

لغت «تفسیر»، به معنای پرده برداری است. زینب کبری سلام الله علیها به عنوان تفسیر قرآن، پرده از آیات قرآن برداشتند و عمق آن‌ها را برای مردم بیان کردند. این انسان عالم، این انسان بصیر، این انسان با بینش، شاید نزدیک چهل سال برای زنان مدینه و کوفه قرآن گفت ؛ حقایق قرآن را بیان کرد ؛ تفسیر آیات را بیان نمود، ولی آن‌ها را ننوشت. چیزی از این تفسیر باقی نمانده است. این توصیف یک کلاس او بود. قرآن در خانه آن‌ها نازل شده. پس کسی مانند آن ها، عمق قرآن مجید را نمی داند.

چرا زینب کبری (س) مفسر خوبی برای قرآن بود؟

علاوه بر توضیحات فوق به این نکته هم دقت کنیم.او فرزند پدری بود که اهل تسنن در کتاب بسیار با ارزش ینابیع المودة خودشان ، نقل می‌کنند که ابن عباس می‌فرماید، من پیش امیرمؤمنان سلام الله علیها تفسیر قرآن می خواندم، امیرالمؤمنین سلام الله علیها به من فرمود: پسر عباس! اگر من آنچه در هفت آیة سوره حمد است، از «ب» «بِسْمِ اللَّهِ» تا «وَلاَ الضَّآلِّینَ» را برای شما بگویم و شما هم گفته‌های من را بنویسید، و بعد از این که من پایان کلاس را اعلام بکنم، هفتاد شتر جوان را باید بیاورید تا این نوشته‌ها را بار کنید تا بتوانید آن‌ها را با خود ببرید.
زینب کبری سلام الله علیها دختر یک چنین مفسر قرآنی است. بنابراین، معلوم است از قرآن چه چیزی پیش زینب کبری سلام الله علیها بود. این توصیف یک کلاس زینب کبری سلام الله علیها است.

ایشان کلاس فقه هم برگزار می کردند.

کلاس دیگری که وجود مقدس زینب کبری سلام الله علیها داشتند، کلاس فقه بود. فقه دریای وسیعی است. یک طلبة ما در قم، وقتی فقیه کامل و مدرّس فقه می‌شود که هشتاد و چهار باب فقهی را در هشتاد و چهار عنوان کتاب فقهی به صورت اجتهادی در سی سال شب و روز بخواند.ولی همة این دریای فقه، پیش زینب کبری سلام الله علیها بود که اگر گفته‌های ایشان را در این کلاس ثبت کرده بودند، باور کنید در مسایل فقهی، هشتاد درصد کار مراجع ما، با گفته‌های زینب کبری سلام الله علیها آسان شده بود. چرا که او خودش چشمة صافی برای فقه بود، اما مراجع ما الآن کنار چشمة گل آلود هستند.
اگر این بزرگوران بخواهند در مسایلی از فقه در روایات غور و بررسی کنند و فتوا بدهند، ممکن است ده تا روایت ساختگی در آن روایات باشد. و وجود چنین امکانی، بخش روایات را گل آلود کرده است. حالا مراجع ما باید بنشینند و این روایات را ارزیابی کنند و بر اساس روایت صحیح، به میلیون‌ها نفر شیعه فتوا بدهند .
برای همین برای به دست آوردن روایت صحیح در این چشمة گل آلود، گروهی آمدند و روایات را تقسیم بندی کردند. اخبار و احادیث را تقسیم بندی کردند . خبر متواتر، خبر صحیحه، خبر حسن، خبر مسلسل، خبر مسند، خبر مرسل، خبر ضعیف، خبر موثّق، خبر مجهول. در مجموعة این اخبار، این تقسیم بندی نیز وجود دارد: خبر عامی، خبر خاصی (امامی)، خبر مطلق، خبر مقیّد، خبر مخصّص، خبر ناسخ. یک مرجع چقدر باید زحمت بکشد که از میان این چشمه، یا به یک خبر متواتر، یا به یک صحیحه، دست پیدا کند و بعد، بر اساس آن فتوا بدهد.

چه کسی می گوید فتوا دادن کار آسانی هست؟

روشنفکرها خیال می‌کنند، فتوا دادن کار خیلی ساده ای است. می‌گویند، خودمان می‌بینیم و می‌گوییم. من می‌گویم: شما چه چیزی را می‌بینید و می‌گویید. دیدن شما دیدنی علمی نبوده. تازه هم گفتنتان هم از جنس حق نیست. آخر شما چه چیزی را می‌بینید و چه چیزی را می‌گویید؟ اگر به شما یک کتاب حدیث بدهند، هیچ تخصّصی در شناخت احادیث آن ندارید.

شما چه شناختی دارید؟ برای شناخت یک روایت، حداقل مانند آیت الله العظمی بروجردی (ره) باید دربارة چهارده هزار راوی شناخت داشته باشید. شما دربارة دو نفر از آن‌ها هم شناخت ندارید. این مرد در هشتاد و هشت سالگی، چهارده هزار راوی حدیث را که در کتاب‌ها دسته بندی کرده بود، در ذهن داشت و همة این راویان را می شناخت که روایت کدام‌ها قابل قبول است، و کدام‌ها مورد اعتماد هستند و کدام‌ها قابل رد هستند، و کدام‌ها مجهولند. کدام‌ها غیرثقه هستند؛ کدام‌ها ثقه هستند؛ کدام‌ها مطمئن هستند. شما چه می‌دانید این حرف‌ها را و این که چگونه باید در مورد یک راوی ارزیابی بشود. دین را باید عالم ربانی به مردم بدهد. نه یک روشنفکری که از فرهنگ اروپایی ارتزاق کرده. محض اطلاع روشنفکری که در آمریکا تربیت شده هم نمی تواند. دین را باید تربیت شدة قم، مشهد و نجف به مردم بدهد.

کلاس سوم ایشان، اخلاق

کلاس دیگرشان هم کلاس اخلاق بود ؛ کلاس تربیت نفوس، کلاس تزکیة نفوس، به تعبیری کلاس آدم سازی. با توجّه به این که وجود مقدّس خودشان، مجسّمة کامل اخلاق بودند.
برایم خیلی مهم بود که در سوریه، در یکی از کتابخانه‌های آن جا، این قسمت از زندگی ایشان را در کتابی که در شرح حال زینب کبری سلام الله علیها بود،دیدم. در یک بخشی از این کتاب تحلیل جالبی اومده بود. راجع به دانش، بصیرت و علم زینب کبری سلام الله علیها بحث می‌کرد .به نظر من مطالب مهم و ارزنده ای داشت.

منبع: سخنرانی استاد انصاریان

 

ولادت حضرت زینب

فهرست