تا ابد به اباعبدالله مدیون هستیم. خداوند را شاکریم که توانستیم به بضاعت خویش برای ایام اربعین حسینی امسال عزاداری کنیم. با عرض تسلیتی به محضر ولی عصر (عج)، در این گزارش مشروح عزاداری این ایام را به اطلاع شما عزیزان می رسانیم. در ادامه با ما همراه باشید.

عزاداری داخل حسینیه اربعین حسینی

ابتدای کار جا دارد عوامل اجرایی این مراسم را به اطلاع شما عزیزان برسانیم.

  • پیش منبر: کربلایی محمدیوسف هاشمی
  • مداح: کربلایی محمد چلیپا

برای تمامی این عزیزان و خانواده گرامی شان آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون داریم.

گزارش تصویری:

گزارش متنی:

پنج ویژگی مومن از تظر امام حسن عسکری علیه السلام 

ویژگی اوّل: صَلاةُ الْخَمْسِینَ

مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافه ۳۴ رکعت نمازهای نافله است که جبران کننده نقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامه نماز شب در سحر که بسیار مفید است، نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان را به معراج می برد.

نکته: اهل سنّت گرچه در عدد رکعات نمازهای فرائض پنج گانه با شیعه اتفاق دارند، ولی در میان سنّی ها در عدد نوافل اختلاف است به صورتی که هیچ کدام از اقوال آنها پنجاه و یک رکعت نمی شود.

ویژگی دوم: زِیَارَةُ الأرْبَعِینَ

مراد از زیارت اربعین، به سه دلیل زیارت چهل مؤمن نیست:

اولاً، این مسأله اختصاص به شیعه ندارد و نیز «الف و لام» در کلمۀ «الأربعین» نشان می دهد که مقصود امام عسکری علیه السلام اربعین معروف و معهود نزد مردم است و برای مردم، زیارت امام حسین علیه السلام در روز اربعین شناخته شده بوده است؛ بر خلاف کلمۀ «اربعین» در بسیاری از روایات که بدون «الف و لام» آمده است؛ مانند این روایت امام صادق علیه السلام: «مَنْ حَفِظَ مِنْ أحادِیثِنا أربَعینَ حَدیثاً، بَعَثَهُ اللهُ یَومَ القِیامَةِ عالِماً فَقیهاً؛ هر کس چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کند، خداوند او را در روز قیامت در حالی برمی انگیزانَد که عالم فقیه است».

ثانیاً، زیارت چهل مؤمن از علائم اسلام نزد عموم شیعه و سنّی است و از کارهای اختصاص اهل ایمان نیست تا از دیگران با آن امتیاز یافته باشند و امام علیه السلام از علائم مؤمن شمارد.

اما زیارت سیدالشهدا علیه السلام در روز اربعین از اموری است که ایمان خالص بر اهل بیت علیهم السلام مؤمن را بر آن وادار کرده است و جای شک نیست آنهایی که در روز اربعینِ سیدالشهدا علیه السلام در سرزمین مقدس کربلا در کنار قبر آن حضرت برای زیارت اجتماع می کنند، شیعیان خاص و علاقمند به آن بزرگوارند.

ثالثاً، علمای بزرگ شیعۀ امامیه، از حدیث شریف امام عسکری علیه السلام، فقط زیارت اربعین سیدالشهدا علیه السلام استنباط کرده اند.

ویژگی سوم: التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ

سومین علامت از علامت های مؤمن، انگشتر را به دست راست کردن است و عموم افراد شیعۀ امامیه بر این کار مواظبت دارند و ملتزم هستند و این آداب را از امامان معصوم علیهم السلام یاد گرفته اند.

جماعتی از اهل سنت در این عملِ استحبابی؛ یعنی انگشتر را به دست راست کردن، با شیعه مخالفت ورزیده اند؛ چنان که در موارد بسیاری با این که خودشان اقرار دارند که سنّت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و طریقۀ اسلامی آن است که شیعه به آنها عمل کرده اند، دوباره برای ضدیت و مخالفت با شیعه در آن موارد، برعکس سنّت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عمل کرده و می کنند.

ابن حجر گفته است: مالک بن انس (یکی از امامانِ چهارگانۀ اهل سنت) مکروه داشته که به دست راست انگشتر کنند، بلکه باید به دست چپ باشد.

باجی از علمای مالکی ها مبالغه ورزیده در ترجیح دادن به قول مالک که انگشتر باید به دست چپ شود.

زَمَخشَری در کتاب رَبیعُ الأبرار گوید: اوّلین کسی که انگشتر به دست چپ کردن را شعار خود قرار داد و برخلاف سنّت رفتار کرد، معاویه بود.

از آنچه نقل شد، معلوم می شود که انگشتر را به دست چپ کردن از آثار تبلیغات شوم و از افکار مذموم دورۀ بنی اُمیه است که در فکر وارونه کردن سنت های اسلامی و دستورهای نبوی بودند که آن چه از خاندان بنی هاشم بروز نموده، تمامی آنها را تغییر دهند و آشکارا برخلاف سنّت ثابتۀ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قدم بردارند و اسلام را به عنوان اسلام اُموی معرفی کنند.

نکته: تمامی این حرف ها و مطالب از حکم به کراهت، استحباب، سنّت و بدعت که انتشار داده و با اقرار خودشان سنت را تبدیل به بدعت کرده اند و بدعت را به جهت مخالفت با شیعه رواج داده و بر آن عمل کرده اند؛ همۀ این داستان های بی ارزش، پدیدۀ افکار امثال غزالی ها و ماوَردی ها و قهستانی ها بوده و به قدر پشیزی در نظر ما ارزش ندارد و به اقرار خودشان از سنّت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نبوده و بدعت هایی است که از خودشان تراشیده اند.

به عنوان مثال غزالی می گوید: بر واعظ و غیر واعظ حرام است که «مَقتَلُ الحُسین» را روایت و حکایت کنند.

قهستانی گفته است: اگر کسی اراده کند که مقتل امام حسین علیه السلام را بخواند و تاریخ شهادت آن حضرت را ذکر کند، سزاوار است که اوّل مقتل صحابه را بخواند تا به رافضی ها شباهت پیدا نکند.

منظورش آن است که شخصی که می خواهد مقتل و روضۀ امام حسین علیه السلام بخواند، اوّل باید مقتل عمر بن خطاب یا عثمان بن عفّان را بخواند؛ در صورتی که عموم صحابه اجماع بر کفر او کردند و هشتصد صحابی در قتل او سهیم بودند، و پس از آن که او را کشتند، جنازۀ وی را به مَزبله انداختند و سه روز در آنجا ماند و شبانه چند نفر مانند مروان بن حکم جنازۀ او را حمل کردند که دفن نمایند؛ قومی از بنی مازن فریاد زدند که هرگاه او را در مقبره دفن کرده باشید، فردا به مردم خبر خواهیم داد؛ به همین دلیل، جنازه را از آنجا برداشتند و به (حُشِّ کوکب؛ مکانی خارج از بقیع) بردند و او را دفن کردند؛ همان مکانی که یهودی ها اموات خودشان را در آنجا دفن می کردند.

ویژگی چهارم: تَعْفِیرُ الْجَبِینِ

«تَعفیر» در لغت به معنای چیزی را بر خاک گذاشتن است؛ زیرا (عَفر) در لغت به معنای (تُراب: خاک) است و اگر مراد از جَبین در این حدیث (جَبهه: پیشانی) باشد؛ پس تَعْفِیرُ الْجَبِینِ؛ یعنی پیشانی را بر خاک گذاشتن.

ویژگی پنجم: وَ الْجَهْرُ بِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

پنجمین علامت از علائم مومن که حدیث شریف بر آن تصریح فرموده، بلند گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» است. شیعۀ امامیه بر حسب روایات وارده از اهل بیت عصمت علیهم السلام قائل هستند که در نمازهای واجبی که قرائتِ (سوره های حمد و توحید) در آنها بلند گفته می شود و از نمازهای جهریه(نمازهای صبح، مغرب و عشا) به حساب می آید، واجب است «بسم الله» بلند گفته شود و در نمازهای اخفاتی (آهسته خواندن) بلند گفتنِ «بسم الله» مستحب است و در این عملِ خودشان از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام پیروی کرده اند و از ضروریات مذهب است و در این مقام برای ما کفایت می کند آن چه را که فخرالدین رازی در کتاب تفسیر کبیر(مفاتیح الغیب) در این باره گفته است:

بیهقی در کتاب سنن کبیر از ابوهریره نقل می کند: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در نماز، «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند می گفت، سپس بیهقی بلند گفتنِ «بسم الله» را از عمر بن خطاب و ابن عباس و ابن عمر و ابن زبیر روایت کرده است و اما علی بن ابی طالب رضی الله عنه نیز «بسم الله» را بلند می گفت، پس به تحقیق این کار به تواتر ثابت است و هرکس در دین خود به علی بن ابی طالب اقتدی کند، پس حتماً هدایت می یابد و دلیل بر آن، سخن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دربارۀ حضرت علی علیه السلام که می فرماید: «خدایا حق را با علی بگردان به هر کجا که او بگردد».

همچنین فخر رازی گوید: «قَالَتِ الشِّیعَۀُ: ألسُّنّةُ هِیَ الجَهرُ بِالتَّسمِیَةِ؛ سَوَاءٌ کانَت فِی الصَّلاةِ الجَهرِیَّةِ أوِ السِّرِّیَّۀِ، و َجُمهوُرُ الفُقَهاءِ یُخالِفُونَهُم فِیه؛ شیعه می گوید: سنت، همان بلند گفتنِ «بسم الله» است؛ چه در نماز جهری و چه در نماز اخفاتی و همۀ فقها در این موضوع با آنها مخالف هستند».

وی در ادامه گوید: «الدَّلائِلُ العَقلِیَةِ مُوَافِقَةٌ لَنا وَ عَمَلُ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام مَعَنا وَ مَنِ اتَّخَذَ عَلِیّاً إماماً لِدیِنِهِ، فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی فِی دِینِهِ وَ نَفسِهِ؛ دلیل های عقلی با ما موافق است و عمل علی بن ابی طالب علیه السلام با ماست و هرکس علی را برای دینش به عنوان امام بگیرد، به تحقیق به ریسمان محکم الهی در دین خود چنگ زده است».

از این کلمات فخر رازی به طور روشن معلوم می شود که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین علیه السلام «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند می خواندند و شیعه نیز پیرو آن بزرگواران شده اند نه تابع فقهایی که از معاویة بن ابی سفیان اموی پیروی کرده اند؛ چنان که از کلمات خود فخر رازی استفاده می شود.

فرمایش امام رضا (ع) در مورد اشکِ برای اباعبدالله

ای پسر شبیب اگر برای چیزی گریه خواهی کرد برای حسین بن علی بن أبی طالب علیهما السّلام گریه کن.

وقتی امام سخنی می گوید؛ این حرف لازم الاجرا هست. لذا اشک برای حسین، مانند زیارت کربلایش باید واجب تلقی شود.

گزارش صوتی:

دسته عزاداری اربعین حسینی

گزارش تصویری:

آیین سنتی دمام زنی اربعین حسینی

گزارش تصویری:

فهرست